محمد معصوم البكري ( نامى )
204
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
عربيت « 1 » را خوب مىدانسته ، و در قطع و فصل ( a 152 . f ) قضايا احتياط « 2 » بجا مىآورده . و در اوائل حكومت ميرزا عيسى ترخان دست قضا سجل حياتش در نوشت . 15 - مولانا مصلح الدين لارى : بغايت دانشمند و متبحر بود ، و علوم عربيه را خوب مىدانسته . مدتى بافادهء درس شاه حسن قيام داشته . در شهور سنه احدى و خمسين و تسعمايه « 3 » بداعيهء حج رخصت نموده متوجه مكه معظمه گرديد . و از نتائج طبع او شرح شمائل نبوى و حاشيهء تفسير بيضاوى و شرح فارسى منطق و رسائل ديگر مشهور است . 16 - شيخ عبداللّه متقى بن مولانا سعد سندى در بيله : علوم مكتبى « 4 » داشته و در علم تفسير و حديث بىنظير وقت خود بوده . و در سنهء سبع و اربعين و تسعمايه از سند به گجرات رفته ، و به صحبت قاضى عبداللّه عليه الرحمة فائز گشته . و برفاقت قاضى قاضن در مدينهء طيبه اوقات بسر مىبرده . و در همه علوم تصانيف و رسائل خوب دارد . 17 - مولانا يونس سمرقندى : قدوهء ارباب علم و عرفان و عمدهء « 5 » اهل فضل زمان بوده . و در ايام سلطنت ميرزا شاه حسن از ما وراء النهر به سند تشريف آورده ، چند گاه ( b 152 . f ) بدرس شرح مواقف و علوم ديگر به ميرزا شاه حسن مشغولى نموده . وفاتش در سنهء احدى و خمسين و تسعمايه اتفاق افتاد . 18 - ذكر سيد تاج الدين « 6 » : آنها از سادات صحيح النسب بهكرند . و به منصب نقابت مقرر « 7 » بودند . و اين « 8 » نقيب واجب الترحيب از سائر سادات به اجتماع اسباب سعادات صورى و معنوى امتياز تمام داشتند . و حالا
--> ( 1 ) ر : « ضرب » يعنى تقسيم مواريث و لهذا اين قراءت اصح مىنمايد ( 2 ) م : نهايت جلالت و ديانت ر : نهايت حلاليت و ديانت ( 3 ) ح د : « سنه 961 » دارد و آن اشتباه است ( 4 ) ح زياد دارد : درسيه ( 5 ) م : زبده ( 6 ) اين اسم از د ف م ساقط شده است و از ر س گرفته شد ( 7 ) ح : ممتاز ( 8 ) د اينجا « سه » دارد كه غلط مىنمايد